تبلیغات
سایت درباره امام خمینی (ره)
عکس ها l بیانات l اشعار l کلیپ های امام خمینی (ره)

نگارش در تاریخ شنبه 10 آبان 1393 توسط

خانم فاطمه طباطبایی (عروس امام)
امام ما را تصدی پستهای حساس منع می کردند ؛مثلاً دوست نداشتند دخترشان نماینده مجلس بشود.چون می گفتند:((دلم نمی خواهد این احساس و توهّم پیدا شود که به خاطر منسوب بودن به من ، دخترم فلان پست را گرفته است.یا می گفتند:((ما انقلاب نکردیم که پست بین خودمان تقسیم کنیم و اصلاً برای اینکه این شایعه در ذهن مردم بوجود نیاید دنبال این کارها نروید. هزار جور کار دیگر هست که می توانید آنها را انجام دهید.                                                                             (برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 51 )





دنبالک ها: صفر وای صفر ، بچه هیئتی ، بسیج ، دانلود فیلم و کلیپ ،

طبقه بندی: بیانات امام خمینی (ره)، 
برچسب ها: پست، انقلاب، دلم، احساس، توهم، خانم، فاطمه،


نگارش در تاریخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط

همسر امام :
امام كم نصیحت می كردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند؛ یعنی می گفتند از هفت سالگی نماز بخوان. می گفتند اینها (بچه ها) را وادار به نماز كن تا وقتی ۹ ساله شدند عادت كرده باشند. من به ایشان می گفتم تربیت های دیگر با من، نمازشان با شما، شما بگو، من كه می گویم گوش نمی كنند. خودشان مقید بودند و می پرسیدند، اما همین كه بچه ها می گفتند نماز خوانده ام قبول می كردند و كنجكاوی نمی كردند.                                   (برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 42 )





نگارش در تاریخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط

خانم صدیقه مصطفوی (دختر امام):
یك روز من در خدمت امام ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند. ایشان با ناراحتی به بچه ها گفتند: بلند شوید و بروید. اصلاً وقتی مادر جلوی شما ایستاده چرا شما نشسته اید بلندشوید از جایتان
(برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 34 )





نگارش در تاریخ جمعه 21 شهریور 1393 توسط

خانم زهرا مصطفوی (دختر امام):
«من ندیدم در طول زندگی، امام به خانمشان بگویند: در را ببندید. بارها و بارها می‌دیدم که خانم می‌آمدند و کنار آقا می‌نشستند ولی امام خودشان بلند می‌شدند و در را می‌بستند و حتی وقتی پا می‌شدند، به من هم نمی‌گفتند که در را ببندم. یک روز به آقا گفتم: «خانم که داخل اتاق می‌آیند، همان موقع به ایشان بگویید در را ببندند.» گفتند: «من حق ندارم به ایشان امر کنم!» حتی به صورت خواهش هم از ایشان چیزی را نمی‌خواستند. »                      (برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 87 )





نگارش در تاریخ چهارشنبه 5 شهریور 1393 توسط

خانم فریده مصطفوی (دختر امام):
یادم می آید بچه که بودم و با توپ توی اتاق بازی می کردم توپ را زدم وشیشه شکست , آقا با ناراحتی آمدند که ما را تادیب کنند که چرا این کار را کرده ایم ؟ من گفتم خانم به ما گفتند در اتاق بازی کنید ,عیبی ندارد . تا من این را گفتم , ایشان هیچ نگفتند و سرشان را پایین انداختند و از اتاق بیرون رفتند
(برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 80 )




برچسب ها: داستان، خانم، اتاق، ناراحتی، خانم فریده، فریده،


نگارش در تاریخ یکشنبه 2 شهریور 1393 توسط

خانم فاطمه طباطبایی (عروس امام)
یک روز قبل از اینکه امام به بیمارستان بروند توصیه ای در مورد غیبت کردند.نمی گفتند غیبت نکنید چون آن را نباید بکنیم بلکه می گفتند:((سعی کنید حتی در مجالسی که غیبت می شود شرکت نکنید.))ایشان در پرهیز از غیبت و مسخره کردن خیلی تأکید داشتند.
(برداشتهایی از سیره امام خمینی  رحمه الله علیه جلد 1 صفحه 59 )




دنبالک ها: صفر وای صفر ،

برچسب ها: مجلس، غیبت، شرکت، نکنید، نکن،


نگارش در تاریخ پنجشنبه 30 مرداد 1393 توسط
 
 
 
( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5